ميرزا محمد على وفا زواره اى

38

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

در ميان انبوه تذكره‌هاى فارسى ايران و شبه‌قاره ، تذكره‌اى كه توانسته باشد از ملح مطايبت نيز بهره‌مند شود ، ظاهرا بسيار اندك است و در شمار اين اندك ، تذكرهء مآثر الباقريّه وفاست . طنز وفا ، تذكرهء او را در شمار « مجمع الخواص » صادقى كتابدار و « تذكره سامى » درآورده است : « ابو القاسم فايض . . . جوانى است خردسال پسنديده احوال . از مستعدين كسبهء اصفهان خلدنشان است . با آنكه از حسن صورى و معنوى بىبهره نيست ، با وفاست ( به دو معنا ) و با وجود شاعرى ، با شرم و حيا . « 1 » » 13 - استطراد به‌هرحال ، با وجودى كه در مواردى بسيار قليل ، سستى و خلل در ارتباط قبل و بعد ، در نثر وفا راه يافته است « 2 » ، اما در بيشتر موارد با نثرى داراى اسلوب و متناسب با موضوع روبه‌رو مىشويم . نثر او در تذكره به اقتضاى موضوع ، گاهى بسيار شاعرانه مىشود . در مجموع نثر وفا عموما مسجّع و مرصّع و مايل به تكلّف و تصنّع است . البتّه علّت اين امر هم بسيار واضح است چون گرايش عام قلم‌زنان عصر قاجار هنوز به سمت و سوى نثر فنّى بود و اين را فخرى براى خود مىدانستند . وفا در وصف آقا محمّد حسين ثاقب مورخ و مورخ‌زاده مىنويسد : « به سياق وصّاف و معجم ، تاريخى نگاشته كه مقدور كمتر كسى از مترسّلين اين زمان است و از آن تلفيق رشيق ، اين معنى ، عيان . « 3 » » تذكره ، با نگاه به محتوا نيز حائز اهميت است . در قياس با عموم تذكره‌هاى ديگر ، بيشتر تراجم آن ، مفصّل و مبسوطتر است و وفا - چنان‌كه پيش از اين نيز دو فرد از آن‌ها مقايسه شد - فقط به سجع‌پردازى محض بسنده نكرده است . اطلاعات و آگاهىهاى خرد و كلان بسيارى را در ميان سطور آن مىتوان مشاهده كرد كه براى برخى از آن‌ها ، اين تذكره تنها منبع موجود است مانند : عامل تسميه و تخلّص سروش و ناطق ، تراجم حدود دوسوم از شاعران تذكره ، قسمتى از روابط وفا و سيّد و سيف الدّوله ، مقدّمات و نحوه تكوين ساخت مسجد سيّد ، و بسيارى از مسائل ديگر . نقد و سخت‌گيرى و گزينش وفا هم در جاىجاى تذكره آشكار است . به ظاهر ، تذكره مفصّل‌تر از صورت فعلى بوده است و وفا آن را خلاصه‌تر كرده و بخش‌هايى كه به نظرش زايد مىرسيده سترده است . چون در بخشى نشان

--> ( 1 ) - پيشين ، ص 197 ( 2 ) - پيشين ، ص 201 ( 3 ) - پيشين ، ص 131